مير سيد شريف راقم سمرقندى
194
تاريخ راقم ( فارسى )
مثل مردم هزاره و افغان فتح نمودند . اهل بدعت و ضلالت را هدايت به جادهء شريعت هدايت كرده از آنجا از زرهاى بىشمار و غنيمت بسيار در عهدهء تصرف خود درآورده بعد از آن ترك خدمت سلاطين و خواقين كرده متوجه بقعات خير گرديده از مدرسه و خانقاه فى سبيل الله عمارت كرده . در تاريخ 1028 در ولايت سمرقند فردوس مانند برابر مدرسهء الغ بيك ميرزا مدرسهاى بنا كرد كه از بزرگى در مداين جسامت وهم و خيال نگنجد و در عظمت كوه پيكرى كه در سطوح حرف و بيان درنيايد . اين عمارت بزرگ مرتبت را نه به حوصلهء امارت بر پاى كرده بلكه به قوت بازوى ولايت و به همت دستيارى كرامت مهيا نموده . لمؤلّفه نظر كن به اين طاق عالى اساس * نگنجد به مقياس و عقل قياس به پهنا و بالا چو البرز كوه * ز بار گرانش زمين در ستوه خرد چون برد بر فرازش پناه * كه ماند نگه تا قيامت به راه همه كاشى زر نشان در نمود * چو انجم نمودار چرخ كبود دو تصوير شيرش به نزد خرد * بود هشتمين چرخ برج اسد بود خشت اين طاق چرخ انتظام * چو خورشيد و مه از زر و سيم خام بود كرسى اين بنا طاق عرش * دو بازوى او برتر از ساق عرش در آن دم كه معمار كرسيش بست * سر ابروى طاق كسرى شكست دو دروازهاش چون دَرِ فيض باز * رساند سعادت به اهل نياز چه دروازه باب السلام حرم * رسد فتح بابش در اول قدم نمودى دو ابرو بر آن طاق فرد * چو قوس قزح در نظر سرخ و زرد دو ابرو ندارند يك مو نفاق * كه دارند اهل نظر اتفاق دو گلدستهاش از دو سو در هوا * گذشت است از سِدرة المنتهى تمام اين بنا خشت آئينه فام * زمين فرش از مَرمَر و از رُخام همه خشت او از خفى تا جلى * مجلّا چو آئينهء صيقلى بهر كس كه مغز خرد در سر است * ز آئينه اين حرف روشنتر است در تاريخ اتمام مدرسهء عالى محافل موالى سراج مولانا مير حاج كه مهار محمل معنى را از سواد شام سخن بارها به كعبهء مقصود رسانيده چنين گويد :